محمد مهدى ملايرى

14

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

استحكامات و موانعى كه براى جلوگيرى از قتل و غارتهاى آنها ايجاد كرده بود با عقل و تدبير همراه بود ، آن‌چنان‌كه وقتى مدتها پس از وى خسرو انوشروان درصدد ساختن استحكامات و موانعى براى جلوگيرى از تجاوز سپاهيان منظم روم يا قبايل نامنظم صحرا برآمد بهترين راه را تجديدبنا يا ترميم همان استحكاماتى يافت كه شاپور پيش از او در آن منطقه ايجاد كرده بود . از اين‌گونه كارهاى شاپور چند يادگار در تاريخ مانده ، يكى عنوان ذو الاكتاف بود كه آن را عربها از روى مجازاتى كه او تبهكاران را به آن مجازات مىرسانيد به او داده‌اند ، و ديگرى خندق شاپور بود كه تا قرنها در دوران اسلامى هم همچنان نام و آوازه‌اش را زنده نگه داشته بود « 1 » ، و ديگر ده آبادى بود به نام كرخ كه جزء بغداد شد و محله معروف كرخ بغداد يادگار يا نشانه‌اى از آن است . كه به قول حمد إله مستوفى آن را شاپور دوم ساسانى بنا كرده است . « 2 » و ديگر كاخى بود در كنار پلى كه بر دجله بسته شده بود و به كاخ شاپور معروف بود و

--> ( 1 ) . خندق شاپور را ياقوت در قرن هفتم هجرى چنين توصيف كرده است : « خندق شاپور در صحراى كوفه بود . آن را شاپور ميان سرزمين خود و عربها به وجود آورد براى جلوگيرى از شرارت آنها . گفته‌اند كه هيت و عانات جزء تسوى انبار بود و هنگامى كه انوشيروان به پادشاهى رسيد و شنيد كه طوايفى از اعراب در بخشهايى از باديه در نزديكىهاى سواد به غارت مىپردازند دستور داد باروهاى شهرى را كه به نام نسر خوانده مىشد ، و شاپور ذو الاكتاف آن را ساخته بود تا پادگانى براى پاس‌دارى از سرزمين‌هاى نزديك به باديه باشد ، تعمير كنند ، و همچنين دستور داد تا از هيت خندقى كه طف باديه را تا الكاظمه نزديك بصره بشكافد حفر كنند و به دريا برسانند و بر اين خندق ديده‌بانها و برجها پديد آورد و آنها را با پادگانهايى منظم ساخت ، تا نگهبانهايى باشند كه مردم سواد را از گزند باديه‌نشينان مصون دارند . و به سبب همين خندق بود كه تسوى هيت و همچنين عانات هم از تسوى شاد فيروز ( - ظ فيروز شاپور ) جدا شدند زيرا عانات هم عبارت از مجموعهء روستاهايى بود كه ضميمه هيت بود . معجم البلدان ، ج 2 ، ص 476 در گفتار پنجم جلد اول كتاب حاضر ( - تاريخ و فرهنگ ايران در دوران انتقال . . . ) دربارهء خندق شاپور و چشمه‌ها و پادگانهاى آن‌كه در زمان شاپور به وجود آمده و در زمان انوشيروان تعمير شده بود ، با تفصيل بيشترى سخن رفته است . ( 2 ) . دليل خارطة بغداد ص 3 و 8 .